جدیدترین مطالب طنز ، علمی ، هنری ، مد و زیبایی

آداب همخوابی

photo546851462969404543
آداب همخوابگی

آنچه از نظر میگذرد بخشی از کتاب تادیب النسوان است که به شرح آیین خوابیدن و همبستری اختصاص یافته است . این کتاب متعلق به دوره قاجار و نویسنده آن گمنام میباشد لیکن گفته شده حاصل جمع آوری دستنوشته های شاهزادگان این دوره از تاریخ است.لازم به ذکر است محتوای مرد محورانه و یکسو نگرانه این کتاب از جانب بسیاری از حامیان تساوی جنسیتی مورد انتقاد قرار گرفته است.

جدا خوابیدن

اگر زن و شوهر در محبت لیلی و مجنون هم باشند ، یک جا خوابیدن موافق اقوال حکما و اطباء و تجربه مجربین و گفته اهل ذوق ، محبت را از بین میبرد و سبب عداوت میشود.

حکما در کتاب نوشته اند که از حکیمی سوال کردند که شخصی بکسی عشق دارد و از همه امورات دست کشیده و امر معیشت او مختل مانده و پریشان گشته هرچه میکنیم علاج پذیر نیست و ساعت به ساعت شوقش زیادتر میشود . حکیم گفت هر دو را در یک رختخواب بخوابانید که نفسشان بهم بخورد و شوق کم بشود و آتش محبت خاموش گردد و سبب تنفر از هم بشود . از قرار دستور العمل حکیم رفتار کردند . محبت طرفین زایل شد . بخصوص نفس انسانی که بهم رسید سبب نفرت میشود.

علاوه بر این طبع انسانی را خداوند بر یک نهج خلق نکرده که با هم در یک آن بخوابند و یک آن بیدار شوند . هر دو یک مزاج باشند در سرما و گرما با هم یکسان باشند ، در صحت و سقم باهم شریک باشند ، یکی میبینی خوابش میگیرد ، یکی بیدار میشود، یکی سردش میشود یکی گرمش میشود ، یکی نفس میزند ، یکی دماغش میگیرد ، یکی زود بیدار میشود یکی دیرتر ، یکی سرفه میکند ، یکی نمیکند. بعد از آنکه امر مختلف شد یکجا خوابیدن سبب اذیت و نفرت میشود .

اگر زن زنیست از آن زنهای کریهه پیر بد شکل و قابل معشوقیت نیست و محبوبیت ندارد بزور و اصرار و فحش وبد خلقی خود را به شوهر میچسباند و همین قرار میخواهد مرد مطیع امر و نهی او بلکه نوکر و زر خرید باشد . زن باید با مرد در یک رختخواب هرگز نخوابد و قبول نکند هر چند مرد مایل باشد و اصرار نماید. در یک رختخواب خوابیدن کم کم محبیت را زایل میکند باید ابداً قبول نکند که انکار ن هم شوق و محبیت مرد را زیاد میکند که الانسان حریص علی ما منع .

زن باید رختخواب جداگانه ای پهلوی مرد بیندازد و لباس خود را عوض کرده زیاده از یک زیر جامه نپوشد ، پیرهن نرم و نازک و لطیف بپوشد . ملاحظه میل مرد را کند بهرچه میل مرد است رفتار نماید . اگر گیس دراز ندارد و کوتاه است که نعمت فراوان است و حاصل ، اگر چون دم اسب دراز است متوجه باشد که زیر تنه نماند و بگردن و دست پا نپیچد ، خود را معطر و پاکیزه و ملوس کرده برود به رختخواب خود داخل شود.

در میان رختخواب مثل سنگ بر یکطرف نیفتد و سنگین نباشد . مثل مرغ سبک روح در حرکت باشد و اگر مرد میل کرد به رختخواب خوانم وارد شود یا خانم را به رختخواب خود بخواد غمزات خرکی تحویل ندهد و عبارات رکیک نفرماید.با کمال گرمی و نرمی وارد رختخواب مرد شود یا در رختخواب خود از مرد پذیرایی نموده از بازی و صحبت خودداری نکند. منتظر این نباشد که مرد دست دراز کند ، جای این حرفها نیست . اینجا دل ضعیف و تن خسته میخرند. هرگز میان رختخواب حرف روز و گله و سخنان خنک و سرد نزند و خواهشهای بیمعنی نکند . حرفهای قشنگ طرب آمیز شهوت انگیز بگوید و از بوسه و بازی ملاعبه فروگذاشت نکند.

گاهی به رو گاهی به زیر گاهی به پهلو ، همه حدیث به بازی و بوسه باید گفت . شرم و خجالت توی رختخواب نامریوط است باید در کمال بی شرمی حرکت نموده و شان خانمی و بزرگی را از سر بیرون کرده و بر کنار گذاشته و پیش خود تصور نکند که شان من نیست این طور حرکت کنم ، پس خانم شان شما چه چیز است ؟ بیجا کردی شوهر کردی .. باید توی رختخواب چنان باشد از چابکی و حریفی و ظریفی و لطیفی و حرکات خوش که چیزی فروگذاشت نکند.

زن و شوهر حالت شب و حرف شب را روز ابدا به روی هم نکوبند و چنان باشد که گویا شب همدیگر را ندیده اند. نه آنکه روز بنشیند تعریف شب را بکند که دیشب چه کردم و چه گفتم چنان که رسم زنان این زمان است گه گاهی گردن را نشان میدهد و گاهی شکی را یعنی من سفید بختم . بعضی خانمهای نا نجیب دیده شده از این محله به آن محله میگوید که امشب آقا امشب با من همچو کرد یادر حمام جمع میشوند با زنهای بیگانه و آشنا قدری نان ترشی بادنجان خورده میگویند دیشب شوهر با ما ده دفعه فلان عمل یا فلان کار را کرده و بقول خودشان حمام سرافرازی تشریف آورده اند.

حرف رختخواب و کار رختخواب باید در همان رختخواب بماند . بخود مرد نباید بگوید دیشب چه کردی و چه گفتی آنچه کرده و گفته میداند .

همینکه از بازی ملالت و از بیخوابی کسالت به هم رسید زن در رختواب خود نقل مکان کند و مرد راحت کند و به احوال خود بگذارد. اگر بعد از خواب بیدار شده شوهرش را میل صحبت بود دیگر خانم عشوه نکند که نمیایم مگر من کنیز بودم یا صیغه بودم که بیایم بازی کنم.

بقای نسل انسان به این عمل است . اگر خداوند عالم شهوت را غالب نمیکرد چگونه زن نه ماه وضع حمل را متحمل میشد و باز طالب و راغب این کار میشد. یا مرد چگونه با اینکه میداند یک همچو چیزی که طفل باشد از ان محل خارج شده باز میل به زن میکرد. پس این امر اسباب خدایست از برای حکمت بقای نسل . و الا اگر شخص ملاحظه کند عملی از این رکیک تر نمیشود که یک محل بولی را در محل بولی فرو کند و چه قدرها لذت ببرد و چقدرها متحمل زحمت بشود .

زن باید شب یا روز با بازی و صحبت مرد میل کرد از برای این کار حاضر باشد و هرگز نه در این کار نیاورد که ندامت میبیند. در وقت این کار از غمزات و عشوات و قرهای ریز ریز و اداهای شهوت انگیز کوتاهی نکند و ابداً خجالت نکشد که از کیسه طرفین میرود. هر چه بیشتر در عشوات و عمزات جهد و سعی کند مطلوب تر و مرغوب تر و محبوبتر است. بعد از اتمام عمل بسلامتی در رختخواب خود رفته بسلامتی با استراحت مشغول شود

صبح که از خواب برخواستند خانم قبل از بیداری مرد برود جای دیگر و رجوع بکار مرد نداشته باشد . مرد را به خدمتکاران وابگذارد تا خود سرو صورت را صفا داده تشریف شریف بیاورد

468 ad

یک نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *